
موضوع «آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست در من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت آنک چراغانی که در چشم تو برپاست بیهوده می کوشی که راز عاشقی را ا...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی منچه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟یا نگاه تو ، که پر عصمت و نازبر من افتد ، چه عذاب و ستمی ستدردم این نیست ولیدردم این است که من بی تو دگراز جهان دورم و بی خویشتنمپوپ...
ادامه مطلب
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی منچه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟یا نگاه تو ، که پر عصمت و نازبر من افتد ، چه عذاب و ستمی ستدردم این نیست ولیدردم این است که من بی تو دگراز جهان دورم و بی خویشتنمپوپکم ! آهوکمتا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منمبرچسبها: اخوان ثالث + نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت13:34 توسط | ...
ادامه مطلب
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست در من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت آنک چراغانی که در چشم تو برپاست بیهوده می کوشی که راز عاشقی را از من بپـوشانی که در چشم تو پیداست ما هر دُوان خاموش خاموشیم،اما چشمان ما را در خـموشی گفت و گوهاست. ...
ادامه مطلب
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من ؟کجا روم که راهی به گلشنی ندانم که دیده برگشودم به کنج تنگنا مننه بستهام به کس دل ، نه بسته کس به من دل چو تختهپاره بر موج ، رها ، رها ، رها منز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک به من هر آن که نزدیک ، ازو جدا ، جدا من !نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من ؟ستارهها نهفتم در آسمان ابری دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من...
ادامه مطلب
مپرس شادی من حاصل از کدام غم استکه پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم استزيان اگر همه ي سود آدم از هستي ستجدال خلق چرا بر سر زياد و كم استاگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسیکه آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم استخبر نداشتن از حال من بهانه ي توستبهانه ي همه ظالمان شبیه هم استکسی بدون تو باور نکرده است مراکه با تو نسبت من چون دروغ با قسم استتو را هوای به آغوش من رسیدن نیستوگرنه فاصله ي ما هنوز یک قدم است...
ادامه مطلب