
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به کوی لاله رخان هر که عشقباز آیدامید نیست که دیگر به عقل بازآیدکبوتری که دگر آشیان نخواهد دیدقضا همیبردش تا به چنگ باز آیدندانم ابروی شوخت چگونه محرابیستکه گر ببیند زندیق در نماز آیدبزرگوار مقامی و نیکبخت کسیکه هر دم...
ادامه مطلب
موضوع «آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست در من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت آنک چراغانی که در چشم تو برپاست بیهوده می کوشی که راز عاشقی را ا...
ادامه مطلب
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من...» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی منچه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟یا نگاه تو ، که پر عصمت و نازبر من افتد ، چه عذاب و ستمی ستدردم این نیست ولیدردم این است که من بی تو دگراز جهان دورم و بی خویشتنمپوپ...
ادامه مطلب
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی منچه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟یا نگاه تو ، که پر عصمت و نازبر من افتد ، چه عذاب و ستمی ستدردم این نیست ولیدردم این است که من بی تو دگراز جهان دورم و بی خویشتنمپوپکم ! آهوکمتا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منمبرچسبها: اخوان ثالث + نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت13:34 توسط | ...
ادامه مطلب
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست در من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال انـگیز دریاست گل کرده باغی از ستاره در نـگاهت آنک چراغانی که در چشم تو برپاست بیهوده می کوشی که راز عاشقی را از من بپـوشانی که در چشم تو پیداست ما هر دُوان خاموش خاموشیم،اما چشمان ما را در خـموشی گفت و گوهاست. ...
ادامه مطلب
به کوی لاله رخان هر که عشقباز آید امید نیست که دیگر به عقل بازآید کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید قضا همیبردش تا به چنگ باز آید ندانم ابروی شوخت چگونه محرابیست که گر ببیند زندیق در نماز آید بزرگوار مقامی و نیکبخت کسی که هر دم از در او چون تویی فراز آید ترش نباشم اگر صد جواب تلخ دهی که از دهان تو شیرین و دلنواز آید بیا و گونه زردم ببین و نقش بخوان که گر حدیث کنم قصهای دراز آید خروشم از تف سینست و ناله از سر درد نه چون دگر سخنان کز سر مجاز آید به جای خاک قدم بر دو چشم سعدی نه که هر که چون تو گرامی بود به ناز آید ...
ادامه مطلب